close
چت روم
داستان عاشقانه و بسیار غمگین (حتما بخوانید)

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمار گير وبگذر

    سيستم آمار گير زير فقط مخصوص مدير وبلاگ مي باشد و محرمانه است



موضوعات

  • ضددختر
  • خیانت خانوما 14
  • شماره دادن به دخترا 11
  • دروغ گفتن دخترا 23
  • تفاوت دخترا با پسرا 93
  • زیباترین دختر دنیا 17
  • دختران دم بخت 43
  • آشپزی دخترا 7
  • راه های حال گیری دخترا 62
  • حسادت خانوما 23
  • رانندگی خانوما 40
  • کلیپ های ضددختری 28
  • سکوت دل
  • درد دل عاشقانه 32
  • جملات ماندگار 54
  • تنهایی 44
  • اس ام اس
  • اس ام اس ضددختر 15
  • اس ام اس عاشقانه 31
  • اس ام اس طنز 20
  • اس ام اس فلسفي 25
  • اس ام اس مذهبی 43
  • اس ام اس سر کاری 5
  • اس ام اس دلتنگی 5
  • اس ام اس احساسی 3
  • اس ام اس تبریک مناسبات 37
  • اس ام اس ورزشي 1
  • اس ام اس دوستت دارم 1
  • اس ام اس به سلامتی 1
  • اس ام اس رفاقتی 1
  • اس ام اس بارون 1
  • دقت کردین 1
  • حکیمانه 0
  • ایا میدانید 2
  • اس ام اس برف 1
  • تـــــــرول
  • ضد جاستین 15
  • ترول فارسی 10
  • ترول انگلیسی 1
  • ترول های خنده دار 26
  • ترول عاشقانه 3
  • خانواده سبز
  • پیشگیری از آسیب های اجتماعی 27
  • عفاف و حجاب 30
  • خانواده ایرانی 21
  • کلوب ازدواج 14
  • نکات قبل از ازدواج 0
  • روانشناسی رنگ ها 1
  • روانشناسی طلاق 3
  • فیسبوق
  • ضد فیس بوک 9
  • مضرات فیس بوک 11
  • تفریح و سرگرمی
  • پ ن پ 17
  • اصن یه وضعیه 16
  • آیا می دانستید؟ 12
  • دانستنی ها 25
  • تست هوش 7
  • ریشه ضرب المثل 7
  • آزمون های روانشناسی و سرگرمی 33
  • شهر حکایت 3
  • چیستان 0
  • فال و طالع بینی 3
  • مطالب طنز 1
  • داستان
  • داستان های عاشقانه 4
  • داستان های پند اموز 1
  • داستان های مذهبی 0
  • داستان های عارفانه 0
  • مد و زیبایی
  • مدل لباس های زنانه 2
  • مدل لباس های مردانه 1
  • مدل لباس های بچه گانه 1
  • مدل مو 1
  • سخنان بزرگان
  • سخنان دکتر شریعتی 1
  • سخنان نیچه 0
  • سخنان چاردینی 0
  • سخنان دوما 0
  • سخنان ارنت 0
  • سخنان داستا یوفسکی 1
  • سخنان سقراط 1
  • سخنان ارد بزرگ 0
  • عکس
  • عکس هنرمندان 1
  • عکس های هنری 1
  • عکس های تزیینی 2
  • عکس نوشته 0
  • عکس های خنده دار 1
  • عکس های طبیعت 0
  • دیدنی های جهان 1
  • عکس های کودکان 1
  • عکس های جالب 0
  • عکس های عجیب 1
  • بیوگرافی
  • بیوگرافی خوانندگان 1
  • بیوگرافی بازیگران 3
  • آمارگیر

    • :: آمار مطالب
    • کل مطالب : 1310
    • کل نظرات : 1597
    • :: آمار کاربران
    • افراد آنلاين : 3
    • تعداد اعضا : 1402
    • :: آمار بازديد
    • بازديد امروز : 513
    • بازديد ديروز : 572
    • بازديد کننده امروز : 61
    • بازديد کننده ديروز : 64
    • گوگل امروز : 2
    • گوگل ديروز: 1
    • بازديد هفته : 1,085
    • بازديد ماه : 12,116
    • بازديد سال : 18,989
    • بازديد کلي : 2,085,718
    • :: اطلاعات شما
    • آي پي : 54.224.60.122
    • مرورگر :
    • سيستم عامل :

    کدهای اختصاصی

    چت باکس ضددختر


    Chat Box

    عضویت در خبرنامه


    برای عضویت در خبرنامه و ارسال مطالب به ایمیل شما

    لطفا آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

    Delivered by FeedBurner

    تبلیغات هاستینگ

    آخرین ارسالی های انجمن

    حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای
    سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت!

     

    بقیه در ادامه مطلب

    شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.
     
    مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
     
    سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
     
     دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند.
     
    علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.
     
    یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ.
    پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
     
    پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود.
     
    پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…

    برچسب ها

    ارسال نظر

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    نظرات ارسال شده

    ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

    تبلیغات متنی

    
    
    تبليغات متني ماهانه 2 هزارتومان
    تبليغات متنی ماهانه 2 هزارتومان
    تبليغات متني ماهانه 2 هزارتومان
    تبليغات متني ماهانه 2 هزارتومان

    لوگو سایت

    مجله اینترنتی ضد دختر
    <a target="_blank" href="http://z3d.ir/"><img width="120" height="85" alt="مجله اینترنتی ضد دختر" src="http://upz3d.xzn.ir/uploads/139110965909061.png" /></a>

    درباره ما

    مجله اینترنتی ضد دختر
    سلام دوستان گلم این وبلاگ رو واسه همه دختر پسرای گل ایرانی و هموطنای گلم در سراسر دنیا درست کردم. امیدوارم که با فعالیت توی این مکان و بازدید و نظرهاتون من و همکارام رو مشتاق به ادامه کار توی این وبلاگ بکنید

    نویسندگان

    نظرسنجی

    نظرتون در مورد حجاب چیست؟




    نظر شما در مورد وبسایت چيست؟